قبلاً گفتم که در این مورد بیشتر براتون صحبت می کنم . بگذریم که هیچ نظری دریافت نکردم، شاید گنگ بیان کرده بودم.
فرض کنید بهترین غذای دنیا رو شروع می کنید به خوردن طبق قانون بازده نزولی توی اقتصاد بالاخره مطلوبیت اون براتون کم و کمتر و صفر و منفی میشه. تو رفتار سازمانی به این میگن فعالیت هدف.
حالا فرض کنید برای به دست آوردن اون غذای خوشمزه بیستر و بیشتر تلاش می کنید. هر چی میگذره میل و اشتهاتون قوی تر میشه ؛ به این هم میگن فعالیت در جهت هدف.
فعالیت هدف باعث کاهش انگیزه و فعالیت در جهت هدف باعث افزایش انگیزه میشه.
حالا کجاها کاربرد داره؟ میگم براتون.
اولیش تو کتاب خوندن ؛ تا شروع میکنیم به کتاب خوندن خمیازه ها پشت سر هم قطار میشن
اما اگه عوامل مطالعه رو آماده کنیم (فعالیت در جهت هدف) اون موقع انگیزه بیشتری برای مطالعه پیدا می کنیم.
دومیش برنامه ریزی؛ فکر نمی کنم تا حالا به این مزیت برنامه ریزی در جایی برخورد کرده باشم(اگه ریا نشه از کشفیات خودمه) که برنامه ریزی یه فعالیت در جهت هدفه و خودش یه عامل انگیزاننده.
سومی و چهارمی و ... هم باشه بعد از پیاهمای دوستان خوبم به هر حال آب، کم جو؛ تشنگی آور به دست.